×
Music:The Lumineers - Holdin' Out | گذاشته شده در 96/05/10 

پسرک فضایی

دنیای من ، دنیاییست دور از زمین

یه روز خوب المپیادى ، یه حس خوب :)
دوشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ب.ظ


این قدر امروز حس خوبى داشت که الان بعد از 12 ساعت که رسیدم خونه نتونستم صبر کنم براى پست کردنش :))

برامون از. یک شنبه یعنى دیروز تا سه شنبه یعنى فردا یکى از بچه هاى المپیادى که امسال توى المپیاد جهانى کامپیوتر که در "تهران" برگزار شد "مدال نقره" گرفته بود رو اوردن (دعوت کردن ازش D: ) که بیاد بهمون درس بده

کلاس هم از 8 صبح تا 6 عصر هست

امروز برام خیلى خوب بود چون چند تا از سوالایى رو که داد رو تونستم حل کنم یا بعضیا رو ایده حل رو تا دم اثبات تونستم بگم! و اون سوالى که دیروز بهم داده بود نتونسته بودم حلش کنم و خود خرم گفتم جوابشو نگو میرم حل میکنم رو امروز حل کردم D: خیلى حس خوبى داشت انصافا با همین حس خوبى که حل این سوال بهم داده بود تونیتم سوال بعدیش رو هم تا دم اثبات حل کنم و سوال بعد از بعدیش رو که شبیه قبلیه بود حل کنم D:

بعد با هم با معلم چوری(نوعى پرنده کوچک) که واسمون اورده بودن و هم سن خودمون هست تقریبا مثل دیروز رفتیم رستوران بغل مدرسه که رستوران خوبیه (یکم کلاس داره مثلا D: )(پسرا البته دخترا جدا رفتن ، کلاس مختلطه :دى) البته ناهار امروز نسبت به دیروز خیلى بیشتر بهم چسبید با این که همون دیروزی رو سفارش دادم :دى

بعد از کلاس هم برش داشتیم بردیمش بولینگ و داداشم که داشت میومد دنبال من تو تحت اصرار من توی برنامه یهویی مون قرار گرفت و 5 نفرى چپیدیم تو ماشین و رسوندتمون

بعدشم دو هم یک ساعت یک ساعت و نیمی یه بولینگ زدیم کلى هم خندیدیم و حال کردیم بعد نفر اخر دست آخر رو هم مجبور کردیم آبمیوه بگیره برامون D:

بعد مادر گرام هم لطف کردن زنگ زدن اومدن دنبال بنده بعد این معلممون هم دقیقا توی راه من بود اونم بردیم رسوندیم تو راه هم یکم گپ زدیم و الانم یه 5 دقیقه ای هست رسیدم خونه :)

با اینکه از ساعت 8 تا الان که 8:35 هست کلاس بودم البته به غیر از6:15 تا هشتش که بولینگ بودیم D:

اصلا احساس خستگى نمیکنم و خیلى حس خوبی دارم :) نسبت به دیروز خیلى شارژ ترم :))))

چقدر یه حس خوب که اخر روز و اخر اون فعالیتت برات رقم بخوره میتونه ارن خستگیه 10 ساعته رو از تنت در بیاره که انگار دوباره دلت میخواد فعالیت انجام بدی و بری سوال حل کنی ، خوبه :)) 

خیلى کم پیش میاد ا این حس ها تجربه کنم ولى امروز خیلى خوب بود همین حس خوبى که اخرش بهم منتقل شد تمام خستگیا و اون حس بد اینکه چند تا سوال از زیر دستم خیلى الکى در رفتن رو بیرون کرد :))

براتون از این حساى خوب آرزو میکنم :)))


وقتى به یه هم صحبت نیاز دارى :)
سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۲۲ ق.ظ


وقتى واقعا دلت پره و به یه هم صحبت نیاز دارى

وقتى حالت خوب نیست و احساس میکنى از ناراحتى پُرى و انگار نمیتونى دووم بیارى

یه نگاه به اطراف میکنى و میبینى همونایى که فکر میکردى میتونى رو هم صحبتى و غیره روشون حساب باز کنى ، دلیل صحبتای توى گلوتن ..

حتى خانوادت ..

پس همینجور توى خودت میمیرى! :)